ذبيح الله صفا

828

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

هجريست . وى از « دشت بياض » قائنست و در آغاز جوانى بقزوين رفت و در آنجا با ضميرى اصفهانى و ديگر شاعران پايتخت معاشرت كرد و محضر گويندگان بزرگ ديگر عراق مانند محتشم و وحشى را نيز درك نمود و سپس بخراسان بازگشت و ديرگاهى ملازم درگاه سلطان ابراهيم ميرزاى صفوى ( كشته در 984 ) بود و در آنجا با شاعرانى چون شكيبى اصفهانى و ثنايى مشهدى و ميرزا قلى ميلى معاشرت داشت ، و بعد از كشته شدن سلطان ابراهيم ميرزا همچنان در خراسان باقى ماند و انقلابهاى آن ديار را كه بعد از مرگ شاه تهماسب ( 984 ) و تاخت و تازهاى ازبكان متواتر شده بود ، تحمل كرد تا عاقبت بفرمان دين محمد خان ازبك پسر جانى بيك خواهرزادهء عبد الله خان پادشاه مشهور ازبك كشته شد . اين دين محمد خان كه به « يتيم سلطان » معروف بود از سال 998 در خراسان بتاخت و تاز اشتغال داشت و عده‌يى از بزرگان خراسان و قزلباش بفرمان او و يا در جنگ با او تباه شدند و از آن جمله بود سلطانعلى خليفهء شاملو كه در راه ميان قاين و طبس در جنگ با او بقتل رسيد و اسكندر بيك منشى تفصيل آن را در حوادث سال 1002 ذكر كرد « 1 » ؛ و ولى دشت بياضى مرثيه‌يى براى او سرود كه در ديوانش مندرجست ، و بنابراين بايست قتلش بفرمان يتيم سلطان مقارن همان سال و در حدود قائنات كه در آن اوقات محل ايلغارهاى يتيم سلطان بوده اتفاق افتاده باشد چنان كه گورش نيز در همان ولايت باقيست و بر سنگ مزارش تاريخ كشته شدن او را « احدى و الف » ( 1001 ) نوشته‌اند ، با اين ماده تاريخ :

--> - * تاريخ نظم و نثر در ايران و در زبان فارسى ، تهران 1344 ، ص 458 و 508 . * مجمع الخواص صادقى كتابدار ، ترجمهء دكتر خيامپور ، تبريز 1327 ، ص 152 - 153 . * مجمع الفصحا ، ج 2 ص 50 - 51 . * فهرست كتابخانهء مدرسهء عالى سپهسالار ، تهران 1316 - 1318 ، ج 2 ص 702 - 703 . ( 1 ) - عالم‌آراى عباسى ، تهران 1350 ، ص 489 .